loading...

???? ????? ????? ?? ?????

بازدید : 10
دوشنبه 27 بهمن 1404 زمان : 10:20

فرضیه کوانتیده‌شدن انرژی فیزیکدانان در تعریف تابش جسم سیاه در طی موج‌های برتر، مانند مادون قرمز‌رنگ، غالب بودند. ولی با مجاورت شدن به ارتفاع موج‌های کوتاه‌خیس، به‌ویژه فرابنفش، با پدیده‌ای غیرقابل توضیح به اسم «فاجعه فرابنفش» روبرو شدند. این فاجعه، که با نتیجه ها تجربی ناهمخوانی داشت، آرم‌دهنده ناتوانی فیزیک کلاسیک در تعریف ظریف این پدیده بود و لزوم ظهور یک عقیده‌ی نو را آشکار معلم خصوصی فیزیک در همدان کرد.

عقیده‌ی الکترومغناطیس کلاسیک، توانمند به تعریف درست اخلاق روشنایی و انرژی در‌این مقیاس عدم وجود. درین نقطه، ماکس پلانک با ارائه فرضیه‌ای انقلابی، یعنی «کوانتیده‌شدن انرژی»، گره این معما را گشود.

پلانک با ارائه فرضیه کوانتیده‌شدن انرژی، نگرشی انقلابی را مطرح کرد: انرژی خیر به‌شکل پیوسته، بلکه در بسته‌های گسسته و منقطع به اسم «کوانتا» منتشر میگردد. به ذکر بی آلایش‌خیس، انرژی نمی‌تواند مقادیر دلخواه را بپذیرد، بلکه صرفا می تواند مقادیر خاص و مشخصی داشته باشد. این ایده، به‌طور بی نقص با فرض ها فیزیک کلاسیک در ناهمخوانی بود، به دلیل آنکه فیزیک کلاسیک انرژی را نادرّیتی پیوسته و قابل تغییر تحول در هر لحظه می‌دانست.

برای فهم و شعور این مضمون‌، پلانک فرض کرد که هنگامی یک فلز داغ می شود، انرژی حرارتی آن به‌شکل لرزش‌های اتمی یا این که نوسانات اتمی ظواهر میشود. این لرزش‌ها به عبارتی چیزی میباشند که منجر ساخت فروغ میشوند.


نوسانات اتمی در دمای بالا
نوسانات اتمی در دمای بالا
Phys.org
پلانک توصیه بخشید که‌این نوسانات و انرژی‌هایی که از آنان منتشر میشود بایستی کوانتیده باشند، یعنی صرفا می توانند مقادیر خاصی از انرژی را داشته باشند و نمی‌توانند به‌طور پیوسته از یک مقدار به مقدار دیگر تغییر و تحول نمایند. این ایده‌ی نو، مبنای عقیده‌ای شد که ابعاد به فیزیک کوانتوم جهانی شد.

پلانک برای توضیح تابش جسم سیاه، معادله‌ی تحت را نوشت:

E=hfn

که در آن:

n عددی درست و مثبت میباشد.
h اثبات پلانک و مقدار آن موازی (-34)^10×6.626 میباشد.
f فرکانس تابش میباشد.
مقدار n درین فرمول به عبارتی چیزی میباشد که منجر کوانتیده شدن انرژی میشود؛ یعنی انرژی، فقط می تواند مقادیر خاصی داشته باشد و هیچ پاره ای فی مابین آنها قابل‌قبول وجود ندارد. این ایده، خیر‌صرفا برای تابش جسم سیاه، بلکه به‌طورکلی برای درک اخلاق انرژی در مقیاس‌های میکروسکوپی مداقه متعددی داراست.

اثبات پلانک و ایده‌ی کوانتیده شدن انرژی، به‌طور شگفت‌انگیزی توانستند توزیع حقیقی تابش جسم سیاه را در تک تک ارتفاع موج‌ها پیش‌بینی نمایند. این پیش‌بینی‌ها نشانه اعطا کرد که اثبات پلانک فقط یکی ریاضی تصادفی وجود ندارد، بلکه سرنخی از ماهیت بنیادی حقیقت میباشد.

کوانتیده بودن انرژی در مقیاس میکروسکوپی آغازگر انقلابی کوانتومی بود

اثبات پلانک آن‌قدر خرد میباشد که به راحتی نمی‌اقتدار آن را در معاش روزانه روءیت کرد؛ براین اساس، تا قبلا هیچ‌کس به مداقه کوانتیده شدن انرژی پی نبرده بود. این نشانه میدهد که انرژی در مقیاس‌های بسیار خرد به بسته‌های گسسته تقسیم می گردد و به‌انگیزه این مقدار بسیار خرد، ما نمی‌توانیم تغییرات انرژی را در مقیاس‌های گران قدر مشاهده کنیم.

در دنیای ماکروسکوپی که با حواس خویش شعور می کنیم، انرژی به‌لحاظ پیوسته و بی‌کران میرسد. ولی در اعماق ذرات زیراتمی و در قلمرو میکروسکوپی، حقیقت به‌سیرتکامل‌ای دیگر رقم میخورد. درین سطح بنیادی، انرژی به‌شکل گسسته و در بسته‌های مشخصی به اسم «کوانتا» تقسیم میشود. این معنا چنان با شهود ما در مغایرت بود که حتی خویش ماکس پلانک، نهاد‌گذار عقیده کوانتوم، در بالا از تایید آن به‌تیتر یک حقیقت فیزیکی عینی شک داشت. وی می‌دانست که‌این ایده، انقلابی در فهم ما از دنیا هستی به پا خواهد کرد.

این اول توشه بود که کوانتیده شدن انرژی توانست یک خلل گران قدر را در فیزیک حل نماید، اما این نقطه پايان شغل خلا. این ایده‌ی تازه، نقطه‌عطفی بود که دنیای فیزیک را به‌شکلی اصلی تغییر و تحول اعطا کرد و فهم ما‌را از حقیقت دگرگون کرد. بااین‌حالا، این کشف پلانک سبب ساز شد پرسش گرانقدر دیگری پیش بیاید: چرا انرژی بایستی کوانتیده باشد؟ این سوال، آغازگر انقلاب کوانتومی بود و مسیر جدیدی را در دانش گشود.

اینشتین و تاثیر فوتوالکتریک
در سال ۱۹۰۱، ماکس پلانک با کشف کوانتیده بودن انرژی در مقیاس میکروسکوپی، قدم جدیدی در دنیای فیزیک برداشت. ولی بعداز وی، آلبرت اینشتین قرار بود این مسیر را ادامه دهد. در سال ۱۹۰۵، وقتی که اینشتین هنوز در سوئیس به‌تیتر کارمند اداره‌ی تصویب اختراعات درگیر به شغل بود، سه نوشته ی علمی‌ی انقلابی منتشر کرد که فیزیک را برای مدام تغییر و تحول اعطا کرد. این مقاله‌ها در باب جنبش براونی، نسبیت خاص و تاثیر فوتوالکتریک بودند.

یکی مهمترین اقدامات اینشتین در سال ۱۹۰۵، نظارت تاثیر فوتوالکتریک بود. شبیه رسیدگی‌های پلانک، این تاثیر نیز به کوانتیده بودن انرژی اشاره داشت و علامت بخشید که‌این معنی چیزی بالاتر از یک فرضیه‌ی ریاضی میباشد.

در تاثیر فوتوالکتریک پژوهش میکنیم که چه‌گونه نور و روشنایی میتواند الکترون‌ها را از سطح یک فلز غیروابسته نماید. طبق عقیده‌های کلاسیک، با ارتقاء شدت نور و روشنایی تابشی، انرژی کافی برای مستقل کردن الکترون از سطح مهیا می‌گردد. ولی تست‌ها آرم دادند که‌این فرضیه صحیح وجود ندارد. طبق یافته‌های اینشتین، فروغ و روشنایی با فرکانس خاص (یعنی انرژی کافی) میتواند الکترون را از فلز خارج بیندازد.

فرضیه کوانتیده‌شدن انرژی فیزیکدانان در تعریف تابش جسم سیاه در طی موج‌های برتر، مانند مادون قرمز‌رنگ، غالب بودند. ولی با مجاورت شدن به ارتفاع موج‌های کوتاه‌خیس، به‌ویژه فرابنفش، با پدیده‌ای غیرقابل توضیح به اسم «فاجعه فرابنفش» روبرو شدند. این فاجعه، که با نتیجه ها تجربی ناهمخوانی داشت، آرم‌دهنده ناتوانی فیزیک کلاسیک در تعریف ظریف این پدیده بود و لزوم ظهور یک عقیده‌ی نو را آشکار معلم خصوصی فیزیک در همدان کرد.

عقیده‌ی الکترومغناطیس کلاسیک، توانمند به تعریف درست اخلاق روشنایی و انرژی در‌این مقیاس عدم وجود. درین نقطه، ماکس پلانک با ارائه فرضیه‌ای انقلابی، یعنی «کوانتیده‌شدن انرژی»، گره این معما را گشود.

پلانک با ارائه فرضیه کوانتیده‌شدن انرژی، نگرشی انقلابی را مطرح کرد: انرژی خیر به‌شکل پیوسته، بلکه در بسته‌های گسسته و منقطع به اسم «کوانتا» منتشر میگردد. به ذکر بی آلایش‌خیس، انرژی نمی‌تواند مقادیر دلخواه را بپذیرد، بلکه صرفا می تواند مقادیر خاص و مشخصی داشته باشد. این ایده، به‌طور بی نقص با فرض ها فیزیک کلاسیک در ناهمخوانی بود، به دلیل آنکه فیزیک کلاسیک انرژی را نادرّیتی پیوسته و قابل تغییر تحول در هر لحظه می‌دانست.

برای فهم و شعور این مضمون‌، پلانک فرض کرد که هنگامی یک فلز داغ می شود، انرژی حرارتی آن به‌شکل لرزش‌های اتمی یا این که نوسانات اتمی ظواهر میشود. این لرزش‌ها به عبارتی چیزی میباشند که منجر ساخت فروغ میشوند.


نوسانات اتمی در دمای بالا
نوسانات اتمی در دمای بالا
Phys.org
پلانک توصیه بخشید که‌این نوسانات و انرژی‌هایی که از آنان منتشر میشود بایستی کوانتیده باشند، یعنی صرفا می توانند مقادیر خاصی از انرژی را داشته باشند و نمی‌توانند به‌طور پیوسته از یک مقدار به مقدار دیگر تغییر و تحول نمایند. این ایده‌ی نو، مبنای عقیده‌ای شد که ابعاد به فیزیک کوانتوم جهانی شد.

پلانک برای توضیح تابش جسم سیاه، معادله‌ی تحت را نوشت:

E=hfn

که در آن:

n عددی درست و مثبت میباشد.
h اثبات پلانک و مقدار آن موازی (-34)^10×6.626 میباشد.
f فرکانس تابش میباشد.
مقدار n درین فرمول به عبارتی چیزی میباشد که منجر کوانتیده شدن انرژی میشود؛ یعنی انرژی، فقط می تواند مقادیر خاصی داشته باشد و هیچ پاره ای فی مابین آنها قابل‌قبول وجود ندارد. این ایده، خیر‌صرفا برای تابش جسم سیاه، بلکه به‌طورکلی برای درک اخلاق انرژی در مقیاس‌های میکروسکوپی مداقه متعددی داراست.

اثبات پلانک و ایده‌ی کوانتیده شدن انرژی، به‌طور شگفت‌انگیزی توانستند توزیع حقیقی تابش جسم سیاه را در تک تک ارتفاع موج‌ها پیش‌بینی نمایند. این پیش‌بینی‌ها نشانه اعطا کرد که اثبات پلانک فقط یکی ریاضی تصادفی وجود ندارد، بلکه سرنخی از ماهیت بنیادی حقیقت میباشد.

کوانتیده بودن انرژی در مقیاس میکروسکوپی آغازگر انقلابی کوانتومی بود

اثبات پلانک آن‌قدر خرد میباشد که به راحتی نمی‌اقتدار آن را در معاش روزانه روءیت کرد؛ براین اساس، تا قبلا هیچ‌کس به مداقه کوانتیده شدن انرژی پی نبرده بود. این نشانه میدهد که انرژی در مقیاس‌های بسیار خرد به بسته‌های گسسته تقسیم می گردد و به‌انگیزه این مقدار بسیار خرد، ما نمی‌توانیم تغییرات انرژی را در مقیاس‌های گران قدر مشاهده کنیم.

در دنیای ماکروسکوپی که با حواس خویش شعور می کنیم، انرژی به‌لحاظ پیوسته و بی‌کران میرسد. ولی در اعماق ذرات زیراتمی و در قلمرو میکروسکوپی، حقیقت به‌سیرتکامل‌ای دیگر رقم میخورد. درین سطح بنیادی، انرژی به‌شکل گسسته و در بسته‌های مشخصی به اسم «کوانتا» تقسیم میشود. این معنا چنان با شهود ما در مغایرت بود که حتی خویش ماکس پلانک، نهاد‌گذار عقیده کوانتوم، در بالا از تایید آن به‌تیتر یک حقیقت فیزیکی عینی شک داشت. وی می‌دانست که‌این ایده، انقلابی در فهم ما از دنیا هستی به پا خواهد کرد.

این اول توشه بود که کوانتیده شدن انرژی توانست یک خلل گران قدر را در فیزیک حل نماید، اما این نقطه پايان شغل خلا. این ایده‌ی تازه، نقطه‌عطفی بود که دنیای فیزیک را به‌شکلی اصلی تغییر و تحول اعطا کرد و فهم ما‌را از حقیقت دگرگون کرد. بااین‌حالا، این کشف پلانک سبب ساز شد پرسش گرانقدر دیگری پیش بیاید: چرا انرژی بایستی کوانتیده باشد؟ این سوال، آغازگر انقلاب کوانتومی بود و مسیر جدیدی را در دانش گشود.

اینشتین و تاثیر فوتوالکتریک
در سال ۱۹۰۱، ماکس پلانک با کشف کوانتیده بودن انرژی در مقیاس میکروسکوپی، قدم جدیدی در دنیای فیزیک برداشت. ولی بعداز وی، آلبرت اینشتین قرار بود این مسیر را ادامه دهد. در سال ۱۹۰۵، وقتی که اینشتین هنوز در سوئیس به‌تیتر کارمند اداره‌ی تصویب اختراعات درگیر به شغل بود، سه نوشته ی علمی‌ی انقلابی منتشر کرد که فیزیک را برای مدام تغییر و تحول اعطا کرد. این مقاله‌ها در باب جنبش براونی، نسبیت خاص و تاثیر فوتوالکتریک بودند.

یکی مهمترین اقدامات اینشتین در سال ۱۹۰۵، نظارت تاثیر فوتوالکتریک بود. شبیه رسیدگی‌های پلانک، این تاثیر نیز به کوانتیده بودن انرژی اشاره داشت و علامت بخشید که‌این معنی چیزی بالاتر از یک فرضیه‌ی ریاضی میباشد.

در تاثیر فوتوالکتریک پژوهش میکنیم که چه‌گونه نور و روشنایی میتواند الکترون‌ها را از سطح یک فلز غیروابسته نماید. طبق عقیده‌های کلاسیک، با ارتقاء شدت نور و روشنایی تابشی، انرژی کافی برای مستقل کردن الکترون از سطح مهیا می‌گردد. ولی تست‌ها آرم دادند که‌این فرضیه صحیح وجود ندارد. طبق یافته‌های اینشتین، فروغ و روشنایی با فرکانس خاص (یعنی انرژی کافی) میتواند الکترون را از فلز خارج بیندازد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 41
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 34
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 35
  • بازدید ماه : 35
  • بازدید سال : 161
  • بازدید کلی : 161
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی